در روزگاران کهن، آنان که در راهِ راهبریِ نیک بودند، مردم را دانا نمیکردند، بلکه به نادانیشان میسپردند. دشواریِ فرمانروایی بر مردم از آن روست که بسیار دانا شدهاند.
پس، فرمانروایی با دانایی، دزدِ کشور است؛ و فرمانروایی بیدانایی، مایهٔ برکت کشور. شناخت این دو، قانونی است. همواره این قانون را به خاطر داشتن، «مِهرِ ژرف» نامیده میشود.
مهر ژرف، ژرف است و دور است و با همه چیز وارونه مینماید. آنگاه به هماهنگی بزرگ میرسد.
تعمق ژرف
این فصل درباره چیست؟
این باب به پارادوکس حکمت و نادانی میپردازد. فرمانروای واقعی مردم را به دانایی ظاهری و حیلهگری نمیآموزد، بلکه آنان را به سادگی و بیآلایشی بازمیگرداند. داناییِ بسیار باعث پیچیدگی و دشواری در اداره جامعه میشود. مهر ژرف (صفتی متعالی) فراتر از فهم عادی است و به هماهنگی با طبیعت میانجامد.
این چه ربطی به من دارد؟
در دنیای امروز، همه ما به دنبال انباشتن دانش و اطلاعات هستیم، اما این باب به من میگوید که گاه نادانی و سادگی ارزش بیشتری دارد. در روابطم با دیگران، اگر به جای نشاندادن دانایی، با فروتنی و سادگی رفتار کنم، آرامش و هماهنگی بیشتری خواهم یافت.
امروز چه باید بکنم؟
امروز، در یک مکالمه، به جای اثبات دانایی خود، سکوت میکنم و گوش میدهم. از پیچیدهگویی پرهیز میکنم و با سادگی پاسخ میدهم.
The ancients who showed their skill in practising the Tao did so, not to enlighten the people, but rather to make them simple and ignorant. The difficulty in governing the people arises from their having much knowledge. He who (tries to) govern a state by his wisdom is a scourge to it; while he who does not (try to) do so is a blessing.
AI Modern
در روزگاران کهن، آنان که در راهِ راهبریِ نیک بودند، مردم را دانا نمیکردند، بلکه به نادانیشان میسپردند. دشواریِ فرمانروایی بر مردم از آن روست که بسیار دانا شدهاند.
پس، فرمانروایی با دانایی، دزدِ کشور است؛ و فرمانروایی بیدانایی، مایهٔ برکت کشور. شناخت این دو، قانونی است. همواره این قانون را به خاطر داشتن، «مِهرِ ژرف» نامیده میشود.
مهر ژرف، ژرف است و دور است و با همه چیز وارونه مینماید. آنگاه به هماهنگی بزرگ میرسد.
تعمق من
این فصل چه الهامی به شما میدهد؟ چگونه آن را به کار خواهید بست؟