این فصل هشدار میدهد که اگرچه راهِ درست هموار و آشکار است، اما مردم اغلب راههای کوتاه و ظاهری را انتخاب میکنند. نشانههای این گمراهی چیست؟ ظاهر آراسته در برابر واقعیت خالی — ثروت و نما بر پایهی ستم.
Key Concepts
大道
盗夸
非道
Cite This Chapter
Laozi, Tao Te Ching, Chapter 53, "اگر ذرهای خرد داشتم", laotzu.ai: https://www.laotzu.ai/prs/chapters/53/
Classical Chinese, translation, and AI reflection are shown separately; cite this chapter URL for references.
اگر ذرهای خرد داشته باشم و در راهِ بزرگ راه بروم، تنها چیزی که از آن میترسم، افتادن در راههای کج است.\n\nراهِ بزرگ بسیار هموار است، اما مردم راههای میانبُر را دوست دارند. دربارها آراستهاند، اما مزارع خراب و بورند. انبارها خالیاند، اما لباسهای زیبا میپوشند و شمشیرهای تیز به کمر دارند. از خوراک سیر شدهاند و ثروتِ زیادی انبار کردهاند — این را میگویند: دزدیِ سرمستی. چه نااه baselines!
تأمل عمیق
این فصل درباره چه چیزی است؟
این فصل هشدار میدهد که اگرچه راهِ درست هموار و آشکار است، اما مردم اغلب راههای کوتاه و ظاهری را انتخاب میکنند. نشانههای این گمراهی چیست؟ ظاهر آراسته در برابر واقعیت خالی — ثروت و نما بر پایهی ستم.
چه ارتباطی با من دارد؟
من هم گاهی در تلهی ظاهرها میافتم — موفقیتِ بیرونی را با خوشبختیِ واقعی اشتباه میگیرم. این فصل مرا وا میدارد که بررسی کنم آیا زندگیام ریشه در راهِ درست دارد یا در appearances.
امروز چه کاری انجام دهم؟
امروز از خود خواهم پرسید: آیا آنچه دارم از راهِ درست است یا از میانبُر؟ اگر چیزی هست که ظاهرش خوب اما باطنش خالی است، آن را رها خواهم کرد.
If I were suddenly to become known, and (put into a position to) conduct (a government) according to the Great Tao, what I should be most afraid of would be a boastful display. The great Tao (or way) is very level and easy; but people love the by-ways.
AI Modern
اگر ذرهای خرد داشته باشم و در راهِ بزرگ راه بروم، تنها چیزی که از آن میترسم، افتادن در راههای کج است.\n\nراهِ بزرگ بسیار هموار است، اما مردم راههای میانبُر را دوست دارند. دربارها آراستهاند، اما مزارع خراب و بورند. انبارها خالیاند، اما لباسهای زیبا میپوشند و شمشیرهای تیز به کمر دارند. از خوراک سیر شدهاند و ثروتِ زیادی انبار کردهاند — این را میگویند: دزدیِ سرمستی. چه نااه baselines!
تأمل من
What does this chapter inspire in you? How will you apply it?