این فصل از ما میپرسد که آیا میتوانیم روح و تن را در هماهنگی کامل نگاه داریم، مانند نوزادی که هنوز تجربه نکرده و نآلوده است. همچنین میآموزد که رهبری حقیقی در نیستی و فروتنی است، نه در تصرف و کنترل. کسی که میآفریند اما مالکانه عمل نمیکند، کار میکند اما بر آن تکیه نمیزند.
Key Concepts
修身
玄德
无为
内观
Cite This Chapter
Laozi, Tao Te Ching, Chapter 10, "حمل جان و تن در یکی", laotzu.ai: https://www.laotzu.ai/prs/chapters/10/
Classical Chinese, translation, and AI reflection are shown separately; cite this chapter URL for references.
آیا میتوانی جان و تن را در یگانگی حمل کنی، بیآنکه از هم جدا شوند؟ آیا میتوانی نَفْس را به نرمی رها کنی، چونان که نوزادی؟ آیا میتوانی آینهی ژرف را بازنو کنی، بیهیچ کدورتی؟ آیا میتوانی مردم را دوست بداری و سرزمین را بر پا داری، بیکوشش؟ آیا میتوانی دریچههای آسمانی را گشوده و بسته داری، در حالی که فروتن بمانی؟ آیا میتوانی همه چیز را روشن ببینی، بیآنکه دانستن تو را بفراید؟
بزایان و پروران ده، بیآنکه مالک باشی؛ کوشش کن بیآنکه بر آن تکیه زنی؛ رهبری کن بیآنکه فرمانروا باشی. این است آن فضیلت ژرف.
تأمل عمیق
این فصل درباره چه چیزی است؟
این فصل از ما میپرسد که آیا میتوانیم روح و تن را در هماهنگی کامل نگاه داریم، مانند نوزادی که هنوز تجربه نکرده و نآلوده است. همچنین میآموزد که رهبری حقیقی در نیستی و فروتنی است، نه در تصرف و کنترل. کسی که میآفریند اما مالکانه عمل نمیکند، کار میکند اما بر آن تکیه نمیزند.
چه ارتباطی با من دارد؟
من اغلب در تکاپوی زندگی، روحم را از تنم جدا میبینم — دلم میخواهد آرامش آن نوزاد را داشته باشم که بدون ترس و بدون نگرانی زندگی میکند. این فصل به من یادآوری میکند که در میان هياهوى زندگى، مىتوانم به آن آرامش درونى دست يابم.
امروز چه کاری انجام دهم؟
امروز صبح، پنج دقیقه را به سکوت و تنفس عمیق بگذرانید. در حین این کار، سعی کنید فقط «بودن» را تجربه کنید، بدون آنکه چیزی را بخواهید یا از چیزی بترسید.
When the intelligent and animal souls are held together in one embrace, they can be kept from separating. When one gives undivided attention to the (vital) breath, and brings it to the utmost degree of pliancy, he can become as a (tender) babe. (The Tao) produces (all things) and nourishes them; it produces them and does not claim them as its own; it does all, and yet does not boast of it; it presides over all, and yet does not control them.
AI Modern
آیا میتوانی جان و تن را در یگانگی حمل کنی، بیآنکه از هم جدا شوند؟ آیا میتوانی نَفْس را به نرمی رها کنی، چونان که نوزادی؟ آیا میتوانی آینهی ژرف را بازنو کنی، بیهیچ کدورتی؟ آیا میتوانی مردم را دوست بداری و سرزمین را بر پا داری، بیکوشش؟ آیا میتوانی دریچههای آسمانی را گشوده و بسته داری، در حالی که فروتن بمانی؟ آیا میتوانی همه چیز را روشن ببینی، بیآنکه دانستن تو را بفراید؟
بزایان و پروران ده، بیآنکه مالک باشی؛ کوشش کن بیآنکه بر آن تکیه زنی؛ رهبری کن بیآنکه فرمانروا باشی. این است آن فضیلت ژرف.
تأمل من
What does this chapter inspire in you? How will you apply it?