این فصل تصویری از یک جامعهٔ ساده و آرام ارائه میدهد: دولت کوچک، مردم کم، بدون جنگافزار و بدون سفر. مردم از آنچه دارند خوشحالند و با همسایگان خود در آرامش زندگی میکنند.
Key Concepts
小国寡民
简朴
甘美安乐
Cite This Chapter
Laozi, Tao Te Ching, Chapter 80, "دولت کوچک و مردم کم", laotzu.ai: https://www.laotzu.ai/prs/chapters/80/
Classical Chinese, translation, and AI reflection are shown separately; cite this chapter URL for references.
دولتی کوچک با جمعیتی اندک بهترین است. اگرچه ابزارهای دهگانه و صدگانه وجود داشته باشند، از آنها استفاده نمیشود. مردم مرگ را گرامی میدارند و دور از خانه نمیروند. اگرچه کشتیها و ارابهها موجود باشند، هیچکس از آنها سفر نمیکند. اگرچه سلاح و سپاه موجود باشند، جایی برای نمایش آنها نیست. مردم دوباره به نوشتن با گرههای طناب بازمیگردند. از خوراک خود راضی باشند، از لباس خود خوشنود باشند، در سرپناه خود آسوده باشند، از آداب خود شادمان باشند. دولتهای همسایه از دور قابل دیدن باشند، صدای خروس و سگِ همسایه به گوش برسد، اما مردم تا پایان عمر با یکدیگر دیدار نکنند.
تأمل عمیق
این فصل درباره چه چیزی است؟
این فصل تصویری از یک جامعهٔ ساده و آرام ارائه میدهد: دولت کوچک، مردم کم، بدون جنگافزار و بدون سفر. مردم از آنچه دارند خوشحالند و با همسایگان خود در آرامش زندگی میکنند.
چه ارتباطی با من دارد؟
در دنیای امروز، همیشه به دنبال بیشتر هستم — بیشتر پول، بیشتر شهرت، بیشتر چیزها. این فصل به من یادآوری میکند که شادی واقعی در سادگی و رضایت است، نه در انباشتن.
امروز چه کاری انجام دهم؟
امروز یک لحظه بایستم و فهرستی از چیزهایی که دارم بنویسم و سپاسگزار باشم، به جای فکر کردن به چیزهایی که ندارم.
In a little state with a small population, I would so order it, that, though there were individuals with the abilities of ten or a hundred men, there should be no employment of them; I would make the people, while looking on death as a grievous thing, yet not remove elsewhere (to avoid it).
AI Modern
دولتی کوچک با جمعیتی اندک بهترین است. اگرچه ابزارهای دهگانه و صدگانه وجود داشته باشند، از آنها استفاده نمیشود. مردم مرگ را گرامی میدارند و دور از خانه نمیروند. اگرچه کشتیها و ارابهها موجود باشند، هیچکس از آنها سفر نمیکند. اگرچه سلاح و سپاه موجود باشند، جایی برای نمایش آنها نیست. مردم دوباره به نوشتن با گرههای طناب بازمیگردند. از خوراک خود راضی باشند، از لباس خود خوشنود باشند، در سرپناه خود آسوده باشند، از آداب خود شادمان باشند. دولتهای همسایه از دور قابل دیدن باشند، صدای خروس و سگِ همسایه به گوش برسد، اما مردم تا پایان عمر با یکدیگر دیدار نکنند.
تأمل من
What does this chapter inspire in you? How will you apply it?